|
|
|
|
|
گذشته از اين هيچ يك از ما به عنوان يك انسان توانايي اين را نداريم كه هم كاري انجام دهيم و هم در حين انجام كار خود را مشاهده كنيم اما خداوند براي رفع اين مشكل مسئلهي تواصي به حق ومسئلهي نقد وانتقاد را از اصول ايمان به حساب آورده وبيان فرموده مسلماني از زيانكاري نجات خواهد يافت كه هم انتقاد كننده باشد وهم انتقاد پذير هم نصيحت كننده باشد وهم نصيحت شونده.نصيحت يك ارتباط دو سويه است.نصيحت شونده بايد نصيحت را با انديشهاي باز،سينهاي فراخ،چهرهاي گشاده وخندان،بياني سپاسگزار و حق شناس وعزمي راسخ براي اصلاح رفتار وارتقاي وجودي خويش از صميم دل واعماق جان بپذيرد.از سوي ديگرنصيحت كننده بايد مؤدب،باتدبير و كاردان باشد.دوستي وصداقت واخلاص خود را نشان دهد .لحن او هيچگونه احساس برتريجويي،سرزنش،تمسخر يا اتهام نسبت به نصيحت شونده را در وي برنانگيزد.اين امر(نصحيت وانتقاد) به اندازهاي ميمون ومبارك است كه نامدارترين چهرههاي اسلامي مثل فاروق اعظم رضي الله عنه تذكر اشتباههاي خود از سوي ديگران را به عنوان بهترين هديه تلقي مي كند ومي فرمايد:أحب الناس إلي من أهدي إلي عيوبي.محبوبترين مردم نزد من آنهايي هستند كه عيوبم را به من هديه كنند.واين هديه نه تنها ارزشمند است بلكه دادن وگرفتنش ضروري واجتناب ناپذير است.تذكر ونصح وظيفهي پيامبران الهي بوده است.خداوند خطاب به رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:وذكر فإن الذكري تنفع المؤمنين.تذكر بده كه تذكر مؤمنان را سود مي دهد.و شعار همهي پيامبران (أنا لكم ناصح أمين) بوده است.قرآن وسيلهي تذكر است.تذكر دادن و تذكر پذيري صفت اهل خرد وتقواست وما يذكر إلا أولو الالباب.سيذكر من يخشي. عدم پذيرش تذكر صفت افراد بدبخت ومتكبر ومجرم است.وإذا ذكروا لايذكرون.ويتجنبها الاشقي يعني بدبخت ترين افراد از پذيرش تذكر سر باز مي زنند. فراموش كردن تذكر و بي توجهي به تذكر تذكر دهندگان يعني هلاكت خداوند فرمود:وإذ قالت أمة منهم لم تعظون قوما الله مهلكهم أو معذبهم عذابا شديدا. اما شرايط نقد وانتقاد يا تذكر ونصيحت: 1- صادقانه باشد،مبتني بر تحقيق باشد اما انتقاد مبني بر شايعات وسخنان بي مدرك ارزش ندارد بنابراين جايز نيست نقد مبني بر ظن وشك باشد بلكه بايد قرائن ثابت ودليل قطعي باشد. 2- شخص انتقاد كننده بايستي انگيزههاي انتقاد خود را بداند تا مبادا هواي نفس يا تحقير يا انتقام با آن در آميزد.انتقاد بايد از دوستي وتوجه ما نسبت به ديگران ناشي شود. 3- بهترين روش وبهترين كلمات را به كار گيرد يعني تواصي به حق باشد به اين منظور رعايت چند نكته اجتناب ناپذير است:نصيحت يا انتقاد به صورت انفرادي باشد زيرا تأثيرش بيشتر و اخلاص انتقاد كننده در آن مشهود تر است.امام شافعي رحمه الله در اين باره مي فرمايد: تعمدني بنصحك في انفرادي وجنبني النصيحة في الجماعة فإن النصح بين الناس نوع من التوبيخ لا أرضي استماعه فإن خالفتني وعصيت قولي فلاتجزع إذا لم تعط طاعة ما از نصيحتت به صورت انفرادي بهره مند ساز واز مرا در جمع نصيحت نكن زيرا نصيحت در جمع مردم نوعي سرزنش است كه حاضر به شنيدنش نيستم و در صورتي به من گوش ندادي و در جمع نصيحتم كردي و در مقابل از تو پيروي نكردم ناراحت نشو (چون مقصر خودت هستي).حضرت علي رضي الله عنه مي فرمايد:النصح بين الملأ تقريع:يعني نصيحت در بين مردم نوعي كوبيدن ونكوهش است. با ادب وحياء و تواضع و كلمات مناسب انتقاد كند اما اگر با بي ادبي و با تكبر وكلمات نازيبا باشد به جاي اين كه فاصلهها كم شود،زيادتر خواهد شد.س 4- هريك از انتقاد كننده و انتقاد شونده بايد به صفت صبر و سعهي صدر متصف باشند و هدف هر دو رضايت رب العالمين والتزام به حق باشد نه مسلط شدن يكي بر ديگري. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 13:34 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||