|
|
|
|
|
دومين نكته آن است كه زندگي آخرت اصل وهدف وزندگي دنيا فرع و وسيلهاي جهت رسيدن به هدف است.نبايد وسيله ما را از هدف غافل كند.استفاده از وسيله لازم و واجب است اما دل بستن به وسيله حرام است. ولاتنس نصيبك من الدنيا:وبهرهات را از دنيا فراموش مكن.اگر چه دنيا فرع و وسيله است اما بي توجهي به دنيا جايز نيست.پيامبر رهبانيت وبريدن از دنيا را عملي مذموم ومردود مي داند و مي فرمايد:لا رهبانية في الاسلام.در اسلام چيزي به نام رهبانيت وجود ندارد.چون يكي از ويژگيهاي بارز مكتب اسلام شموليت وتوازن است.اسلام هم به دنيا توجه دارد هم به آخرت،اما هركدام با توجه به ارزششان.دنيا به عنوان وسيله وآخرت به عنوان هدف.اصولا دنيا براي مؤمن خلق شده است اما كافر هم استفاده مي كند.خداوند فرمود:قل من حرم زينة الله التي أخرج لعباده والطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا في الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة.بگو چه كسي زينت خدايي ورزق و روزي پاكي كه خدا براي بندگانش مهيا نموده را حرام كرده است؟بگو آن(زينت دنيا و رزق وروزي پاك خدايي)در زندگي دنيا براي مؤمن است.روز قيامت خاص مؤمن است.بنابراين مهم اين است كه وسيله جاي هدف را نگيرد به همين دليل پيامبر در دعاي مأثوري كه ترمذي روايتش كرده مي فرمايد:اللهم لاتجعل الدنيا أكبر همنا ولا مبلغ علمنا.پروردگارا دنيا را مهمترين هدف ما وانتهاي دانش ما قرار مده.ودر دعاي ديگري كه مسلم روايتش كرده مي فرمايد:اللهم أصلح لي ديني الذي هو عصمة أمري وأصلح لي دنياالتي فيها معاشي وأصلح لي آخرتي التي فيها معادي..الحديث.پروردگارا دينم كه سرنوشتم به آن وابسته است را اصلاح گردان ودنيايم كه اسباب معيشتم در آن است را اصلاح بگردان وآخرتم كه برگشتم ومنزل ومأوايم در آن است را اصلاح بگردان.اين دعاي نبوي مأثور موضع مسلمان در مقابل دين ودنيا وآخرت را بيان مي كند چون رسول الله صلي الله عليه وسلم هر سه را از خدا مي خواهد كه آن را سروسامان بخشد. مردم در قبال دنيا وآخرت از چهار حالت خارج نيستند:اول:كساني كه هر دو را طالب باشند.دوم:كساني كه هيچ كدام را طالب نباشند.سوم:كساني كه فقط طالب دنيا باشند.چهارم:كساني كه فقط طالب آخرت باشند.اما قرآن از اين چهار حالت فقط حالت حالت اول وحالت سوم را ذكر مي كند وحالت دوم وچهارم را ذكر نمي كند.چون حالت دوم وقوعش ممكن نيست وحالت چهارم نيز در فرهنگ اسلامي جايگاهي ندارد.مؤمن نمي تواند نسبت به دنيا بي توجه باشد.خداوند فرمود:فمن الناس من يقول ربنا آتنا في الدنيا وما له في الآخرة من خلاق.از مردم كساني هستند كه مي گويند در دنيا به ما بده در حالي در آخرت بهرهاي ندارند.(حالت سوم)ومنهم من يقول ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار.اولئك لهم نصيب مما كسبوا والله سريع الحساب.واز مردم كسانياند كه مي گويند پروردگارا در دنيا به نيكي عطا كن ودر آخرت به ما نيكي عطا كن وما را از عذاب آتش نگه دار.آنان ازآنچه كسب كردهاند داراي بهرهاند وخداوند زود محاسبه مي كند. دكتر يوسف قرضاوي در كتاب ويژگيهاي كلي اسلام مي گويد:ياران پيامبر هيچ گاه ميان فعاليت ديني ودنيوي احساس تعارض و دوگانگي نمي كردند بلكه هر دو را هماهنگ و موازي ويكسان قلمداد مي كردند. وأحسن كما أحسن الله إليك:همان گونه كه خدا به تو نيكي نموده تو نيز به ديگران نيكي كن.يعني انسان بايستي شكرگزار نعمتهاي خدا باشد .همان گونه كه خدا به او احسان نموده او نيز به ديگران احسان كند.اما ناسپاسي از صفات كافران است .در سورهي ياسين مي خوانيم واذا قيل لهم أنفقوا مما رزقكم الله قال الذين كفروا للذين آمنوا أنطعم من لو يشاء الله أطعمه إن أنتم إلا في ضلال مبين.هرگاه به آنان گفته شود از آنچه خدا روزيتان داده انفاق كنيد كساني كه كافر شدهاند به مومنان مي گويند:آيا به كساني غذا بدهيم كه اگر خدا مي خواست به آنان مي داد؟!(اين منطق اهل كفر است.به جاي اين كه شكر گزارنعمت خدا باشند ونعمت را از خدا بدانند،خدا را فراموش كرده ومتكبرانه چنين مي گويند.قارون هم گفت اوتيته علي علم عندي براساس علمي كه داشته ام مال وثروت داده شدهام. نكته جالب در آيه اين است كه خداوند جهت احسان را محدود نمي سازد بلكه مي فرمايد:أحسن:تا مطلق احسان با تمام معاني احسان را شامل شود. ولاتبغ الفساد في الأرض:ودر زمين فساد را دنبال نكن.استفاده از نعمت در جهت فساد خود وديگران ممنوع است بلكه بايد از امكانات خدا دادي در جهت سعادت خود وديگران استفاده كرد . إن الله لايحب المفسدين:بدون شك خداوند مفسدان را دوست نمي دارد.چون احسان خدايي را با اسائه جواب مي دهند.بدا به حال آن كساني كه خدا محبتشان را نداشته باشد.چون اگر محبت خدا نباشد كار انسان زار است.اما اگر محبت خدا باشد نا رضايتي ديگران سهل است.سعدي رحمه الله در اين زمينه مي فرمايد: رضاي دوست به دست آر وديگران بگذار هزار فتنه چه غم اربرانگيزند مرا چو با تو كه مقصودي آشتي افتاد رواست گر همه عالم به جنگ برخيزند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:13 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||