|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم محمود شیث خطاب چه کسی است؟ محمود شیث خطاب در سال 1919 درشهر موصل از خانواده ای بازرگان متولد شد وچون مادر محمود بعد از یک سال از تولد محمود دوباره بچه دارشد محمود تحت سرپرستی مادربزگ مادری اش بزرگ شد که همین مادر بزرگ در تربیت واخلاق اسلامی محمود نقش بسزایی داشت.مادربزگ برای نماز مغرب محمود را با خود به مسجد می برد ودرمسجد می ماند تا این که نماز عشاء می خواند وبا محمود به خانه برمی گشتند.واین تربیت ایمانی ادامه داشت تا این که وقتی محمود به سن شانزده سالگی رسید مادر بزگ وفات یافت. محمود بعد از أخذ دیپلم به حقوق علاقه داشت ولی خدا چیز دیگری خواسته بود.به صورتی که درسال 1937 به دانشکده ی افسری ملحق شد وبا رتبهی ستوان در سواره نظام از دانشکده فارغ التحصیل شد وفرمانده ی هنگ از او پرسید:آیا شراب می نوشی؟آیا زنان را دوست داری؟آیا قمار بازی می کنی؟وقتی محمود چواب منفی داد به محمود گفت:دراین صورت پیوستنت به هنگم مایه ی بدبختی من است.محمود آموزش نظامی را ادامه داد تا این که با رتبه ی افسر ستاد از دانشگاه فارغ التحصیل شد. وبرای یک دورهی آموزشی به مدت دوسال به بریتانیا فرستاده شد وبه رتبه ی سرلشکر دست یافت.ودر انقلاب رشید عالی گیلانی درسال 1941 مشارکت داشت ومورد اصابت بمب های انگلیسی ها قرار گرفت وعلی رغم شک پزشکان در بهبودش خداوند او را شفا بخشید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:2 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
براي اظهار محبت به فرزندان روشهاي مختلفي وجود دارد كه به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي كنيم: 1- پدر ومادر گرامي قسمتي از وقت خود را با هريك از فرزندان به طور جداگانه سپري كنيد حال فرقي نمي كند كه يك وعدهي غذايي را بيرون از منزل صرف كنيد يا با هم پياده روي كنيد.مهم اين است كه فرزندان احساس كنند شما براي هر كدامشان احترام وقدر ومنزلت قائليد و وقت خود را به آنان اختصاص دادهايد.چون اگر براي هر فرزندي وقت خاصي در نظر نگيريد و به طور كلي وجمعي صدايشان كنيد چه بسا فرزنداني شيرين زباني كنند و خود را به شما نزديك كنند وفرزندان ديگر به دلايل مختلف جا بمانند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:35 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم اگر متن قانون اساسي مسلمانان يعني قرآن وشرحش يعني سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم را مورد بررسي ومطالعه قرار دهيم با اصطلاحاتي همانند تواصي به حق،تذكير،تذكر،امربه معروف،نهي از منكر،نصيحت ،تناصح و موعظه بر خواهيم خورد.اصطلاح جديد ديگري نيز داريم كه در واقع در همين عصر رايج شده وآن نقد وانتقاد است كه اسمش جديد اما مسمايش همان تذكير وتذكر ويا نصح ونصيحت است .وشايد انتقاد نوع خاصي از نصيحت باشد اگر چه متبادر به ذهن نكتهي منفي آن است اما در اصل چنين نيست بلكه انتقاد مي تواند سازنده و مي تواندمخرب باشد يا انتقاد سازنده وانتقاد مگسي .چون مگس فقط بر زخم مي نشيند و نكات سالم را ناديده مي گيرد .جزو مسلمات وامور بديهي است كه افراد بشر در عقل و قوهي ادارك واستعداد با هم تفاوت دارند واختلاف رأي امري طبيعي است.وكسي كه تاريخ اسلامي را مورد بررسي قرار دهد متيقن خواهد شد كه از آغاز بعثت پيامبر صلي الله عليه وسلم تاكنون همهي مجتهدين ودانشمندان اسلامي در همهي قضايا هم رأي نبودهاند.اختلاف بين مذاهب فقهي بزرگترين شاهد اين مدعاست. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 13:34 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم در قرآن كريم اصلاح وافساد به طور متضاد ذكر شدهاند.پس ببينيم صلاح يعني چه؟ وصالح چه كسي است؟ومصلح چه كسي است؟واسباب ووسايل اصلاح كدام است؟ ودر مقابل فساد يعني چه؟ وفاسد كيست؟ .مفسد چه كسي است؟ صلاح يعني از بين بردن فساد يك چيز.يعني فساد يك حالتي است كه براي نفس انساني عارض مي شود.وصالح آن كسي است كه فرمان خدا و رسول را مي پذيرد.اما مصلح كسي است كه براي صالح كردن ديگران مي كوشد وبرنامهريزي مي كند.مسلما اجر وپاداش مصلح به مراتب بيش از اجر وپاداش صالح است.به اين دليل رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايند:من دعا الي هدي كان له من الأجر مثل أجور من تبعه لاينقص ذلك من أجورهم شيئا.كسي كه به هدايت دعوت كند داعي در اجر مدعويني كه از او تبعيت كردهاند سهيم است بدون اين كه از اجر وپاداش مدعوين چيزي كاسته شود.يعني مصلح هم اجر صالح بودن خودش دارد هم اجر صالح سازي ديگران. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 20:29 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم قال الله تعالي:وابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة ولا تنس نصيبك من الدنيا وأحسن كما أحسن الله إليك ولاتبغ الفساد في الأرض إن الله لا يجب المفسدين. اين آيه در سورهي قصص قرار دارد و سورهي قصص از سورههاي مكي قرآن است وموضوع آن داستان حضرت موسي عليه السلام وفرعون است همان گونه كه از كلمهي قصص پيداست .مفصلترين سرگذشت حضرت موسي عليه السلام در همين سوره ذكر شده است.و در پايان سوره به داستان قارون كه از بستگان موسي بود اشاره شده است. ودر ضمن توصيه به قارون اين آيه ذكر شده است.توصيههايي است كه عمل به آن تضمين كنندهي سعادت خود وديگران است.به همين دليل همين توصيههايي كه به قارون شده درقرآن ذكر شده تا امت محمد صلي الله عليه وسلم آن را بخوانند وبه سرنوشت قارون دچار نشوند. وابتغ فيما آتاك الله الدارالآخرة:درآنچه خدا به تو داده خانهي آخرت را بجو. اولين نكتهاي كه از اين آيهي مي شود برداشت كرد اين است كه استفاده از هر نوع نعمت وامكانات خدا دادي بايد با در نظر داشتن زندگي بعد از مرگ باشد.به گونهاي از امكانات خدايي استفاده كنيم كه در سراي آخرت مشكل نداشته باشيم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:13 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
چه چيزهايي روابط اخوت را تيره مي كند وباعث تضعيف رابطهي اخوت مي شود؟ خداوند متعال در قرآن كريم در سورهي حجرات كه به سورهي اخلاق مشهور است هفت چيز را نابود كنندهي روابط اخوت وبرادري معرفي مي كند كه عبارت است از:مسخره كردن،عيبجويي،القاب زشت دادن به همديگر،سوءظن،تجسس،غيبت،افتخار به قبيله وطايفه. اولين رذيلهي اخلاقي كه رابطهي اخوت را از بين مي برد تمسخر است. مسخره كردن به هر شكلي كه باشه مذمومه.اين تمسخر مي تونه انگيزههاي مختلفي داشته باشه.گاهي اوقات آن كسي كه از مكنت مالي بيشتري برخورداره ممكنه از آن كسي كه از مكنت مالي كمتري برخورداره مسخره بكنه.ممكنه آدمي به موقعيت وپست خودش بنازه وديگران را به باد تمسخره بگيره و....خداوند دراينباره مي فرمايد:يا ايها الذين آمنوا لايسخر قوم من قوم عسي أن يكونوا خيرا منهم ولانساء من نساء عسي أن يكن خيرا منهن.اي كساني كه ايمان آوردهايد قومي از قوم ديگر مسخره نكند چه بسا آن قومي كه مورد تمسخر قرار مي گيرد از قوم تمسخر كننده بهتر باشند.وزناني از زنان ديگر مسخره نكنند شايد اون زناني كه مسخره ميشند از زنان مسخره كننده بهتر باشند. چون معيار خوب بودن و بد بودن هموني بايد باشه كه خدا تعيين كرده اون هم تقوا است وحال تقواي كي بيشتره جزو غيبياته كه جز خدا كسي نميدونه. پس بياييم اين اندرز خدايي را امتحان كنيم وبه اون عمل كنيم و ببينيم آيا در بهبود وضعيت جامعهي ما اثر دارد يا نه.به خدا مشكل ما در پايبند نبودن به راهنماييهاي خدايي است.البته ممكنه كسي مسألهي اخوت را كم اهميت ببينه درحالي كه ركن ركين جامعهي اسلامي همين رابطهي اخوته.به حدي مهمه كه خداوند با همين نعمت اخوت در سورهي آل عمران آيهي 103 بر اصحاب رسول رضي الله عنهم منت ميذاره.فأصبحتم بنعمته اخوانا.وپيامبر بعد از ورود به مدينه براي تحكيم صف داخلي بين مهاجرين وانصار عقد اخوت ايجاد كرد .چون جامعهاي كه از درون مشكل داشته باشه ،افرادش با هم رابطهي صميمانه وبرادرانه نداشته باشند هرگز توان رويارويي با دشمن خارجي را نخواهند داشت.وهر زماني دشمن سعي ميكنه ابتدا صف داخلي را تضعيف كنه وجامعه را از درون تهي كنه تا بتونه به مقاصد شومش برسه.اين تاكتيك كلي دشمنان در هر زماني بوده وخواهد بود از عصر نور،عصر طلايي رسول واصحاب وتابعين وتابع تابعين تا امروز وتا آينده.بنابراين اخوت يك ضرورت اجتناب ناپذيره وبدون اين يعني شكست ونابودي در دنيا وآخرت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 17:23 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي ديگر از حقوق متقابل اخوت ايماني دعا كردن براي برادر مؤمن است.رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: (مَا مِنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ يَدْعُو لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ إِلَّا قَالَ الْمَلَكُ وَلَكَ بِمِثْلٍ ) [1][1]هيچ بندهي مسلماني براي برادرش درغيابش دعانمي كند مگر كه فرشته مي گويد:مثل آن براي تو هم باشد.(همان آرزوي خيري كه براي او داري براي تو نيز محقق شود)حال كدام يك از ما نياز نداريم كه فرشتهگان خدا برايمان دعا كنند. به طور كلي رسول الله صلي الله عليه وسلم درحديثي مي فرمايد: ( حَقُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ خَمْسٌ رَدُّ السَّلَامِ وَعِيَادَةُ الْمَرِيضِ وَاتِّبَاعُ الْجَنَائِزِ وَإِجَابَةُ الدَّعْوَةِ وَتَشْمِيتُ الْعَاطِسِ )[2][2] .هرمسلماني بر مسلمان ديگر پنج حق دارد:جواب سلام دادن(بدنيست بدانيم كه سلام كردن سنت اما جواب سلام واجب است.)وعيادت مريض وتشييع جنازه وپذيرش دعوت ويرحمك الله گفتن به برادري كه عطسه مي زند.كه در واقع هريك از اين موارد پنجگانه يكي از راههاي تعميق رابطهي اخوت ايماني وزدودن كينه وكدورت از قلبهاست. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 11:12 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
رابطهي بين مؤمنان بر اساس رنگ وپوست وخاك وخون نيست بلكه بر اساس اصل مقدس ايمان واخوت ايماني است كه شاعر شيرين سخن محمد اقبال رحمه الله از آن تعبير بسيار جذاب وشيوايي دارند: نه افغانيم وني ترك وتتاريم چمنزاريم واز يك شاخساريم تميز رنگ و بو بر ما حرام است كه ما پروردهي يك نوبهاريم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 11:9 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
اولين حق اخوت محبت است.اين كه به خاطر خدا همديگر را دوست داشته باشند.اين محبت را مي شود به طرق مختلف به وجود آورد.يكي از راههاي كسب محبت زيارت نمودن از همديگر است.رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: أَنَّ رَجُلًا زَارَ أَخًا لَهُ فِي قَرْيَةٍ أُخْرَى فَأَرْصَدَ اللَّهُ لَهُ عَلَى مَدْرَجَتِهِ مَلَكًا فَلَمَّا أَتَى عَلَيْهِ قَالَ أَيْنَ تُرِيدُ قَالَ أُرِيدُ أَخًا لِي فِي هَذِهِ الْقَرْيَةِ قَالَ هَلْ لَكَ عَلَيْهِ مِنْ نِعْمَةٍ تَرُبُّهَا قَالَ لَا غَيْرَ أَنِّي أَحْبَبْتُهُ فِي اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَالَ فَإِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكَ بِأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَبَّكَ كَمَا أَحْبَبْتَهُ فِيهِ(شخصي از برادرش در شهر ديگري زيارت نمود خداوند فرشتهاي در مسيرش قرار داد وقتي آن شخص زيارت كننده آمد به او گفت:قصد كجا داري؟گفت به زيارت برادرم در فلان شهر مي روم.آن فرشته گفت:آيا نزد او منافعي داري؟آن شخص گفت:خير جز اين كه به خاطر خدا دوستش دارم.آن فرشته گفت:من فرستادهي خدا هستم كه به تو بگويم خداوند تو را دوست مي دارد همان گونه كه تو برادرت را دوست مي داري.)
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 11:3 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم چون عنوان وبلاگ اخوت است اولويت در پرداختن به همين موضوع است.ان شاء الله به بررسي منزلت اخوت از ديدگاه قرآن وحقوق متقابل اخوت ايماني وچيزهايي كه باعث تقويت رابطهي اخوت وچيزهايي كه باعث تضعيف رابطهي اخوت ايماني مي گردد خواهيم پرداخت. خداوند متعال در قرآن كريم رابطهي بين مؤمنان را رابطهي اخوت و برادري مي داند آنجا كه مي فرمايد:إنما المؤمنون إخوه مؤمنان با هم برادرند يعني مقدس ترين وپايدارترين رابطهاي كه بين دو شخص مي تواند وجود داشته باشد رابطهي ايمان ورابطه اخوت است كه از همين ايمان سرچشمه مي گيرد چون هر رابطهي ديگري گسستني واز بين رفتني است به جز رابطهي اخوت ايماني كه حتي بعد از مرگ نيز ادامه خواهد داشت.اين رابطه بعد از مرگ اين گونه تجلي پيدا مي كند:ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولاتجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا إنك رؤف رحيم.پروردگارا ما را بيامرز وآن برادراني را بيامرز كه در ايمان از ما سبقت گرفتهاند ودر دلمان كينه وكدورتي نسبت به كساني كه ايمان آوردهاند قرار مده زيرا تو داراي رأفت ورحمتي.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 10:57 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
||